زلزله شیراز رو هم لرزوند
داشتم الان روی پایان نامه ام کار میکردم. خدا شاهده روی گزینه ای کلیک کرده بودم درمورد وحشتی در ماه رمضان، پایان نامه ام در مورد نشانه های آخرالزمانه، داشتم به وحشت شب 23 رمضان یعنی زلزله ای که در آذربایجان میومد فکر میکردم که یهو صدای اذان ظهر شیراز بلند شد و بلافاصله زمین و زمان با سرعت زیادی تکون خورد با یه صدای بسیار وحشتناک. دویدم بیرون ولی برگشتم تا موبایلم رو بردارم. سه چهار نفر کف حیاط بیمارستان مات و مبهوت ایستاده بودن و یه پسر جوون یه ستون رو گرفته بود. زنگ زدم مامانم که محمد پیشش بود وحشتزده گفت خوبم و محمد رو زدم زیر بغلم اومدم بیرون. به بابام زنگ زدم در دسترس نیست. به بابا احسان یاسی زنگ زدم خداروشکر خوب بودن. سارا هم در دسترس نیست. دلم بدجور شور میزنه البته بیشتر بابت بابام چون خارج شهره. طرف کوهمره سرخی که سابقه زلزله های ویرانگر داره. وای خدایا رحم کن برای کسی اتفاقی نیفتاده باشه.
خدایا غم آذربایجان هنوز بر دلهای ماست، شانه های ما توان آوار برداری دیگری نداره، رحم کن خدا!
- الان بابام زنگ زد. خداروشکر سالمه. خدایا همه رو دلشاد کن.
پي نوشت:
برام جالبه كه با اين وحشتي كه ما كرديم شدت زلزله 3.8 ريشتر بود. جالبتر اينكه كسايي كه طبقه اول و همكف بودن كمتر اين زلزله رو حس كردن و افراد در طبقات بالاتر با ترس و وحشت اونو حس كردن. يه صداي ووور ووور وحشتناك كه همراش همه چي ميلرزيد. من يهو احساس كردم وسط صندليم به سمت بالا داره بلند ميشه و همه چي صدا ميداد و باشدت هرچه تمامتر تكون ميخورد حدود10 ثانيه . بعداز اين همه سال و اينهمه زلزله اي كه ديده بودم اين يكي خيلي متفاوت تر بود، ترسناك و دلهره آورتر از همه ولي جالبه 6.2 ريشتر به اندازه اين 3.8 ترس نداشت!!! اين حرف من نيست. دوستام و همكارام هم وحشتزده بودن و همگي داشتن از هم حلاليت مي طلبيدن و بدهكاريهاشونو پس ميدادن. مامانم هم با محمد به كوچه فرار كرده بود بعدش با آب قند حالش جا اومد.
البته شايد چون كانون زلزله خود شيراز بوده اينقدر شدت رو بيشتر احساس كرديم. ويك مطلب ديگه اينكه فكر كنم منطقه ما (ستارخان و زرگري- ولي عصر - عفيف آباد و قسمتهايي از قصردشت) اين زلزله رو بيش تر از جاهاي ديگه حس كردن اين شايد اينكه ما روي يه قسمت از گسليم يا خروجي گسل سمت ماست چون صداش خيلي بيشتر آزارمون داد.
بهرحال خداروشكر ميكنيم به خاطر اينكه مثل هميشه به ما رحم كرد. چون همه ما ميدونيم شيراز روي يه گسل نيمه فعاله، گسلي كه حدود صدسال پيش شيراز رو با خاك يكسان كرده بود و اين چندساله همه جا صحبت از فعال شدن اونه. باز خدا رو شكر ميكنيم كه به نسبت جاهاي ديگه ساختمان سازي تاحدودي اصولش بيشتر اينجا رعايت ميشه حتي توي روستاها، مگر نه اگه همين زلزله درجاهاي ديگه ميومد خدا ميدونه چي ميشد.
ولي ترسش هنوز توي وجودمونه بخصوص اينكه كانون زلزله خود شيراز بود.
- یه موضوع دیگه اینکه دلگیر شدم از برخی دوستان! که بعداز فهمیدن شدت ریشتر زلزله به نوعی با کنایه سخن گفتن. بهرحال خوبه که تشریف ببرن توی مدارک موجود نگاهی بندازن و ببینن که ما شیرازی ها متاسفانه خیلی زلزله با شدت بالا داشتیم و روی لوس و ننر بازی نیومدم مطلبی بنویسم.
----يه چي جالب!! الان اومدم روي وبلاگم و ديدم كه مطلبي كه درباره زلزله نوشتم نيست، نگو از ترس مطلب زلزله رو توي وبلاگ ياسمين زهرا كه دم دست تر بوده نوشتم. بنابراين مطلب رو جابجا ميكنم و ميبرم توي وبلاگ خودم.


زلزله شیراز رو هم لرزوند
